زندگی من و بابازندگی من و بابا، تا این لحظه: 17 سال و 11 ماه و 27 روز سن داره
محمد منمحمد من، تا این لحظه: 10 سال و 11 ماه و 9 روز سن داره

نگفته هایی در من، برای تو

نامه هفدهم

1391/7/30 21:30
نویسنده : الی
385 بازدید
اشتراک گذاری

سلام عزیز دل مامان

الهی من قربونت برم که تو دنیا هیچکیو مثل تو ندارم

عزیز دلم  خودت که حتما میدونی و فهمیدی که چی شده

دیدی بابایی حسین چی گفت........

دیدی  چطوری  همه چیز رو نادیده گرفت....

دیدی  چطوری چشماش رو بست و به همه چیز و به من پشت کرد .....

دیدی  ؟؟؟؟؟؟؟؟   تو هم با من گریه کردی؟؟؟؟؟؟؟  اخه گریه بی صدا چه فایده داره؟؟؟؟؟

دلم یه گریه از ته دل میخواد

یه ضجه بلنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد

دنیا صدای گریم رو بشنوه.....

اخه اونا دنیای من بودند  .... همیشه بادیدنشون شاد شاد میشدم

شادیای خودم رو باهاشون تقسیم میکردم

بابایی حسین مثل بابای خودم بود ... از اون بیشتر احترام میگرفتم

عزیزکم تو که خودت میدونی 

این حــــــــــــــــــــــــــــــق من نبود

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (2)

شادی
30 مهر 91 23:35
به امید روزهای خوب
همچنین برای شما دوست عزیز

لیلا
1 آبان 91 1:11
سلام دوست خوبم
عزیزم همه ما تو زندگی مشکلات خاص خودمونو داریم هیچ انسانی بدون مشکل نیست.
فقط صبور باش و توکل به خدا کن.
برات دعا میکنم
خوشحال میشم کمکت کنم
به امید روزای قشنگ
آره لیلا جون همه مشکل خاص خودشون رو دارن امیدوارم که مشکلات همه زود زود حل بشه
و همیشه لب همه خندون باشه مخصوصا شما